اسكندر بيگ تركمان
723
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
بخش كافهء انام و دربار سعادت مدارش مرجع خاص و عام مهام ممالك باصابت رأى ملك آرايش منتظم و مشيد و امور خلايق و برايا بحسن كياست و كاردانى آن مهر سپهر كامرانى بر وجه دلخواه ممهد هرگز در مدت عمل بخواست و طلب عنف راضى نبود و آزار و اضرار مورى در خاطر خطير آن آصف سليمان منزلت خطور ننمود . القصهء خامهء سخن گذار در تبيين حالات پسنديده آن وزير صايب رأى بعجز و قصور معترف است و منزويان گوشهء انديشه از تفكر اوصاف حليه آن دستور ملك آراى در زاويهء خمول و ناكامى معتكف كه اگر در اين باب خوض رود سخن بدرازى كشد لهذا در اين مقام به همين قدر اكتفاء نمود و آن دستور ستوده سير خلف صدق مرحوم ملك بهرام است و او بزرگى بود كريم الذات و كريمى پسنديده صفات در زمان سلاطين ماضيه بر نهج آبا و اجداد بر مسند عز و شرف متمكن و آثار نجابت و بزرگى از ماضيهء احوالش ظاهر و نمايان و پرتو [ 507 ] التفات سلاطين بايندريه بر وجنات آمالش لامع و تابان و قطع و فصل مهام آن ملك براى صوابنمايش مفوض بوده در زمان ظهور دولت و جهانگشائى خاقان سليمان شأن جنت آشيان ابوالبقا شاه اسمعيل اسكنه الله تعالى فى فراديس الجنان چند گاه بنا بر غمز و سعايت حاسدان و ارباب غرض كربت غربت اختيار نموده از وطن مألوف جلا نموده و بر حسب تقدير بر ولايت مصر و آن حدود اقامت داشت تا آنكه كارفرمايان عالم ابداع ابتلاى ايام مهاجرت را بانتها رسانيده مصالح راحت و فيروزمندى آماده گرديد و حضرت خاقان سليمان شأن بر حسب اتفاق خطه دلگشاى اردوباد را بعز قدوم همايونى زينت افزود مشاهدهء منازل مرغوب آن صاحبدولت كه آثار رفعت و بزرگى از آن نمايان بوده فرمودهاند و چون از حوادث دوران و تصاريف زمان و خالى بودن از وجود صاحب مكان فى الجمله انهدام بدان راه يافته بوده آن حضرت از سبب انهدام پرسيدهاند . حسين بيك لله كه از خاصان درگاه و جانسپاران دولتخواه بود و اوصاف حميدهء آن ستوده صفات را معلوم داشت حقيقت احوال او را بمسامع جلال رسانيده قرابت قريبهء خواجه عتيق منشى نيز كه در آغاز خروج آن حضرت نخست طغراى غراى ايندولت ابدى را بقلم زرنگار اخلاص بر مناشير اقبال او نگاشت علاوهء توجه شاهانه گشته حكم استمالت باسم او عز صدور يافت كه روى توجه به وطن اصلى آورد ملك بهرام بعد از ورود آن منشور عاطفت باستظهار تمام متوجه مسكن و مقام مألوف گشته بتدارك اختلال احوال و سرانجامى بىسرانجامى پرداخت و در زمان خجسته نشان شاه جنت مكان عليين آشيان بيشتر از پيشتر منظور نظر عواطف و الطاف گشته منصب كلانترى و تقدم و بزرگى اهالى آن ملك بدستور سابق براى صوابنمايش متعلق گرديد و چون حضرت شاه جنت مكان را توجه تام به آن بلدهء جنت مثال بود چنانچه طرح و تمثال آن بقعهء شريفه را حسب الاشاره همايون نقاشان نادره كار و مصوران معجز نگار در ايوان چهل ستون دولتخانهء مباركهء قزوين نگاشته كلك موى شكاف گردانيدهاند مكررا نشاط سير آنخطه طيبه و شكار ماهى رود ارس از خاطر انور سر زده آن مقام فرح افزا بيمن مقدم آن خسرو سپهر اعتلا غيرت افزاى باغ ارم ميگرديد در هر مرتبه كلبهء آن جناب را بفرقدم بهجت لزوم نورانى ساخته در آن منازل دلگشا بلوازم جشن و سور و بهجت و سرور ميپرداخت و اينمعنى موجب ازدياد مواد عزت و تضاعف جاه و حشمت آن عالى منزلت گشته پايهء قدر و منزلتش ارتفاع مييافت . مرحوم ميرزا كافى منشى نيز كه بزيور قابليت و استعداد آراسته شايستهء تربيت بود بنابر قرب قرابت و خويشى كه با آن صاحب دولت داشت بمنصب ارجمند انشاء ممالك سرافرازى يافت و بيمن تربيت و نظر كيميا اثر آن حضرت در آن فن ترقى عظيم كرده بكلك بدايع نگار رقم نسخ بر